ای کاش شما هم مثل مردم مصر عرضه داشتید که اگر روحانی اونچیزی نبود که میخواستید بعد یه سال بکشینیش پایین! ت

همبستگی، اتحاد و شجاعت مردم مصر کجا و ما کجا! شما که به روحانی رای دادید همین طور ولش نکنید به امان خدا

19 Comments

Filed under Uncategorized

با شما هستم، شما که به اعتدال رای دادید و در خیابان بندری رقصیدید!؟

روحانی گفت مردم به اعتدال رای دادند و پیامشان روشن بود! شما که به اعتدال رای دادید میشه توضیح بدید به اعتدال چه چیزی رای دادید؟ مثلا یعنی زنان نه بی حجاب باشند ونه چادری!!؟  یا شاید اعتدال به این معنی  که نه می خواهیم آزاد باشیم و نه در اسارت، لطفا اعتدال را در نظام مقدس جمهوری اسلامی  توضیح دهید  و جوانی را از سر در گمی برهانید

صوفي و خرش

 

بشنويد اي دوستان اين داستان                        خود حقيقت نقد حال ماست آن

روزي بود و روزگاري در زمانهاي پيش يك صوفي سوار بر خرش به خانقاه رسيد و از راهي دراز آمده و خسته بود و تصميم گرفت كه شب را در آن جا بگذراند پس خرش را به اسطبل برد و سپرد به دست مردي كه مسئول نگهداري از مركبها بود و به او سفارش كرد كه مواظب خرش باشد.

خود به درون خانقاه رفت و به صوفيان ديگر كه در رقص و سماع بودند پيوست او همانطور كه با صوفيان ديگر به پايكوبي مشغول بود مردي كه ضرب مي زد و آواز مي خواند آهنگ ضرب را عوض كرد و شعري تازه خواند كه مي گفت خر برفت و خر برفت و خر برفت. آن مرد تا اين شعر را بخواند صوفيان و از جمله آن مرد صوفي شور و حال ديگر يافتند و دسته جمعي خواندند خر برفت و خر برفت و خر برفت و تا صبح پايكوبي كردند و خر برفت را خواندند تا اينكه مراسم به پايان آمد.

 

همه يك يك خداحافظي كردند و خانقاه را ترك گفتند به جز صوفي داستان ما و او وسايلش را برداشت تا به اسطبل برود و بار خرش كند و راه بيفتد و برود. از مردي كه مواظب مركبها بود سراغ خرش را گرفت اما او با تاسف گفت خر برفت و خر برفت و خر برفت. صوفي با تعجب پرسيد منظورت چيست؟ گفت ديشب جنگي درگرفت، جمعي از صوفيان پايكوبان به من حمله كردند و مرا كتك زدند و خر را گرفتند و بردند و فروختند و آنچه مي خوريد و مي نوشيد از پول همان خر بود و من به تنهايي نتوانستم جلوي آنها را بگيرم. صوفي با عصبانيت گفت تو دروغ مي گويي اگر آنها ترا كتك زدند چرا داد و فرياد نكردي و به من خبر ندادي؟ پيداست خود تو با آنان همدست بوده اي مرد گفت من بارها و بارها آمدم كه به تو خبر بدهم و خبر هم دادم كه اي مرد صوفيان مي خواهند خرت را ببرند ولي تو با ذوقت از ديگران مي خواندي خر برفت و خر برفت و خر برفت و من با خود گفتم لابد خودت اجازه داده اي كه خرت را ببرند و بفروشند. صوفي با ناراحتي سرش را به زير افكند و گفت آري وقتي صوفيان اين شعر را مي خواندند من بسيار خوشم آمد و اين بود كه من هم با آنها مي خواندم

آري صوفي با تقليد كوركورانه از آن صوفيان كه قصد فريب او را داشتند گول خورد و خرش را از كف داد.

خلق را تقليد شاه بر باد داد                     اي دو صد لعنت بر آن تقليد باد

 

مثنوي معنوي (دفتر چهارم)

Leave a comment

Filed under Uncategorized

!………………و این حکایت همچنان ادامه دارد

20130623-142959.jpg

Leave a comment

June 23, 2013 · 02:56

ای کسانی که در خیابانها رقصیدید! آیا می دانستید صاحب مجلس سیدعلی بود؟ ت

در مهمانیی شادی و پای کوبی کردید که صاحب مجلسش کوچکترین ارزشی برای شما متصورنیست،  صاحب مجلس ماه ها برنامه ریزی کرده بود تا سیاهی لشکری داشته باشد تا مجلسش را بزک کنند . چرا برای خود ارزشی متصور نیستید؟  مگر از زیر عبای خاتمی به آزادی رسیدید که حالا از روحانی این انتظار را دارید؟ حکومت خویش را دست کم برای چند سال دیگر بیمه کردنند وشما را هم در خیابان به رقص در آوردند. عجبا از این ساده اندیشی و ساده لوحی این ملت، شگفتا از این کند ذهنی ، تاریخ چه قضاوتی از شما خواهد کرد

40 Comments

Filed under Uncategorized

! شما یادتون نمی یاد ما چهار سال پیش رای دادیم بهمون گفتند گوساله، خس و خاشاک

 خواستی رای بدی بده ولی فردا نیایی بگی رای من کو! رای که می دی یعنی این نظام را تایید می کنی، من به رای دادنت احترام می گذارم ولی تا زمانی که تاکلیف رای چهار سال پیش من  روشن نشود هرگز رای نخواهم داد. رایم را خوردند توهین کردنند و کتکم زدند این همه از همطنانم را کشتند و تجاوز کردنند. نه هرگز رای نخواهم داد هرگز!  ن

13 Comments

Filed under Uncategorized

!.. بر میگردم آبادان

بالاخره بعد از پنج سال کار در تهران شرکت نفت موافقت کرد به آبادان شهر با صفای خودم بر گردم  دو روز پیش برگه پایان ماموریتم ابلاغ شد و تا قبل از پایان بهمن ماه به شهر باصفای خودم آبادان باز می گردم در این پنج سال دوستان خوبی در تهران پیدا کردم تهران شهر خوبی است  ولی به نظرم صفای شهرستان را ندارد اینجا آدم احساس تنهایی عجیبی میکند ولی آنجا انگار هم دل و همفکر زیاد داری نمی دانم من اینطور فکر میکنم شاید هم اینطور نباشد . به هر حال تجربه خوبی بود هر چند که اوایل خیلی سخت بود ولی عادت شد . برف هم دیدم در این مدت که خودش دنیای است . نمی دانم تا بهمن برف خواهد آمد یا نه ولی دوست دارم شاید برای آخرین بار باز هم برف را ببینم . حس خوبی دارم آبادان کشور خوبی است به قول ما آبادانی ها دنیا آبادانه اصلا آبادان برزیلته کااا _ ایی که گفتم لاف نمی زنم ها !! واقعیتیه کاکا🙂  این آخرین مطلبم هست فکر کنم دیگه تا یه مدت خیلی طولانی نتوانم چیزی تو وبلاگ بنویسم آنجا خیلی مشغول خواهم بود!  به امید دیدار تو  کشور آبادان خومون

Leave a comment

Filed under Uncategorized

باز انتخابات شد و سرو کله آصد ممد خاتمی و شرکا پیدا شد

چه حکایت مسخره  و دور باطلی است که با نزدیک شدن انتصابات جمهوری اسلامی جناب خاتمی و دوستانشان پیدایشان میشود و مردم را به رای دادن تشویق میکنند! اینان بخوبی آگاه اند که اگر این نظام سقوط کند حد اکثر کاری که بتوانند انجام دهند مدیریت یک محضر خانه یا یک کتابخانه است . کشتی شان دارد غرق میشود و همه نابود خواهند شد حال اگر عده ای  (خاتمی) هم باشند که مثل ناخدا ( خامنه ای ) انسان بد سرشتی نباشند باز هم سرنوشتشان غرق شدن است .   به این خاطر است که تشویق مردم به رای دادن و چاپلوسی خامنه ای امری است کاملا  توجیه پذیر از جانب اصلاح طلبان، مردم نباید کارت بازی اصلاح طلبان شوند این بار باید انتخابات را بصورت فرا گیر تحریم کرد و مردم کوچه و خیابان را آگاه نمود . با تحریم گسترده   این حکومت سر شکسته تر و بی پشتوانه خواهد شد و قادر نخواهد بود از این شو انخابات به نفع خودش سود ببرد . نگارنده  علی رغم رای دادن در انتخابات ریاست جمهوری گذشته حال بر این باور است که این نمایش مسخره را باید تحریم کردKhamenei - Khatami

9 Comments

Filed under Uncategorized