! دیگه برای انقلاب کردن اوستا شدیم

دیگه الان می دونیم چه کسانی ماسک زدن و چه کسانی سبز واقعی اند. دیگه از هیچکس بت درست نمیکنیم از میرحسین هم انتقاد میکنیم .دیگه می دونیم  مثل زمان انقلاب خمینی نباید همه رو از کار بیکار کرد و یا تیر باران کرد. این انقلاب سبزی که میکنیم سرمشق همه ملتها خواهد بود و در تاریخ از هوشمندی و اراده مردم ایران در تغییر سرنوشت خویش ستایش خواهد شد . دیگه فهمیدم تنها عوض کردم حکومت چاره ساز نیست باید اندیشه خودمان را هم اصلاح کنیم به همدیگه احترام بگذاریم و حقوق همدیگه را رعایت کنیم تا جامعه ای پیشرفته داشته باشیم . دیگه فهمیدیم ما انسانهایی نیستیم که همیشه یکی با چوب بالای سرمون باشه تا کارمون را انجام بدیم .دیگه برای انقلاب کردن اوستا شدیم .اوستا

6 Comments

Filed under Uncategorized

6 responses to “! دیگه برای انقلاب کردن اوستا شدیم

  1. habeeb

    Agha damet garm, faghat nagofti ma chi mikhaym? akhe sho’ara hame ,arg bar…o felan chiz o nemikhayme. ye kam bishtar tu balatarin dar morede chizayi ke mikhaym benevis. na un chizayi ke nemikhaym. aslan bazi ye weblogi ra bendaz ke sabza chi mikhan? nakone masl2 57 faghat ba marg bar…berim jolo va gir e yeki badtar az akhunda biyoftim. albatte az akhund badtar fekr nemikonam chizi bashe.

  2. چون سبز‌ها گروه خاصی‌ نیستند، و همین مردمند، پس همه چیز میخوا هند، چیزی که تو این سی‌ سال نداشتند.

    • مترجم

      خداییش من خوشبین ام. همون طور که مردم 57 بودند. تقریبا ما هر کاری می کنیم نمونه اش نو انقلاب 57 بوده و همینه که حرصم میده.
      آیا ما با اونا تفاوت داریم چون
      1- ما لیبرالیم ولی اونا نبودن؟ مشکل اینه که اونها شعاری رو می دادن که مد زمان اونا بود. ما هم داریم شعاری میدیم ک که مد زمان ماست ( مد= معتقدات روشن فکرانه ای که در جهان متنی غالب است-) .
      2- ما در مورد چیزایی که می خوایم حرف نمی زنیم. اونها هم حرف نمی زدن.
      یه جا از میلانی خوندم که می گفت عموم مردم از چیزایی که می خوان حرف نمی زدند چون برای هر تک نفرشون بدیهی بود که چی می خوان. و رهبران جنبش های مقاوت هم حرف نمی زدن که تفرقه نیافته. اوضاع به نظرتون آشنا نمی آد؟
      3- ماحس می کنیم که با رفتن اینا وضع مون خوب می شه. ولی فکر نشون می ده کشور داری خیلی سخته. احتمال زیادی داره که حکومت بعدی گند بزنه- نمونه های دولت های دوکراتیک ای که گند زدن خیلی زیاده ولی معروف ترینش ایتالیا در 15 ساله گذشته است
      یا آرزانتین-
      من نگران ام که این روند تشابه ادامه پیدا کنه. هنوز کسی آدم کشی های دهه اول رو به گردن نگرفته. من و شما می بخشیم. ولی نمی تونیم از خانواده ای که 5 چسرش رو کشتن درخواست کنیم بدون دادگاه ببخشه. و اگر قرار به دادگاهی باشه، خیلی از متهمین اش الان رهبر جنبش اند.
      (استدلال موسوی در این مورد بی فایده است-وزیر امور خارجه هیتلر رو دادگاهی می کنند حتی اگر به طور مستقیم دستور کشتار نداده باشه)
      این پارا دوکسیال نداشتن نیروی های کارآمد ای به جز اصلاح طلبان که عهده دار کشور داری بشوند و لزوم دادگاهی شدن آنها به حکم قانون -حتی اگز یک نفر از مادران کشته گان دهه 60 شکایت کند –
      از نظر من می تونه خیلی خطرناک باشه و مستقیم کشور رو به دهان دیکتاتوری جدیدی بندازه. و باید براش راه حلی مسالمت جویانه پیدا بشه

      . ولی من خوش بینم خوش بین

  3. نمی دونم بالاترین رو می بینید یا نه ولی خواستم نظرم رو در بخش نظرات وبلاگ خودت هم بنویسم. یکی از کاربرا گفته بود که ” باید تابو ی یه سری حرف‌ها در جامعه شکسته بشه. خصوصاً انتقاد از رهبر یک جامعه.” در این جمله دو نکته هست. اول اینکه باید به فکر جامعه ای و حکومتی باشیم که آزادی بی قید و شرط بیان رو تضمین کنه. مثلا به اسم احترام به دیگران، جلوی نقد کردن گرفته نشه مخصوصا نقد مذهب.

    دوم، چرا باید یک جامعه رهبر داشته باشه؟ مگه مردم خودشان نمی تونن جامعه رو اداره کنن؟ حرف من برای اداره جامعه است و نه رهبری برای رسیده به یک هدف. در حال حاضر، قطعا جامعه ما برای رسیده به اهداف خودش که یکیش سرنگونی جمهوری اسلامی هست، رهبر می خواد اما خودش می تونه بعدا جامعه شو اداره کنه.

    پیشنهاد من درباره هدایت جامعه به رهبری اکثریت مردم این هست:
    “دوران معاصر بيش از هر زمان بى حقوقى واقعى مردم و ظاهرى بودن دخالت آنها در امر حکومت در دموکراسى هاى ليبرالى و پارلمانى را به نمايش گذاشته است. جامعه اى که بخواهد دخالت توده وسيع مردم را در دولت و در تصويب و اجراى قوانين و سياستها تضمين کند، نميتواند بر پارلمان و سيستم دموکراسى نيابتى استوار باشد. اعمال حاکميت در سطوح مختلف، از سطح محلى تا سراسرى بايد توسط شوراهاى خود مردم انجام شود که همه هم به مثابه قانونگذار و هم مجرى قانون عمل ميکنند. عاليترين ارگان حکومتى کشور کنگره سراسرى نمايندگان شوراهاى مردم خواهد بود. هر فرد بالاى ١٦ سال عضو صاحب راى شوراى محلى خود محسوب ميشود و حق دارد خود را براى کليه مقامات و پست هاى شوراى محلى و يا نمايندگى در شوراهاى بالاتر کانديد نمايد.”

    بخشی از برنامه حزب کمونیست کارگری ایران برای آینده ایران

    • motarjem

      2 halat baraye in raveshi ke siavash pishnahad karde pish miaad
      1- behesh migan democracy e mostaghim eyne vaziat i ke too swiss hast.(oona az koochik tarin ta bozorg tarin karashoon ba raye mostaghime mardome dar sotoohe mokhtalef) va rais jomhoor o nokhostvazir ham nadaran.
      2- vaziati ke too shoravi o bolooke shargh pish oomad ke in system tabdil shod be yek system takhezbi ke hame bayad ozvesh miboodan va oon kesafat kari hai ke badan etefagh oftad o khodetoon behtar midoonid.
      hala siavash to fek mikoni kodoom behtare?
      dar zemn swis democracy e parlemani e federal e

    • blondisecret

      جالب بود .ممنون

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s