……..فردا چشم براه ما هستند.,ندا,اشکان,سهراب,ترانه,علی موسوی

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست/ بگشای لب که قند فراوانم آرزوست/ ای آفتاب حسن برون آ دمی زابر/ کان چهره مشعشع تابانم آرزوست/ بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز/ باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست/ گفتی زناز بیش مرنجان مرا برو/ آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست/ وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست/ وان ناز و باز و تندی دربانم آرزوست/ این نان و آب و چرخ چو سیل است بی وفا/ من ماهی ام نهنگم عمانم آروزست/ یعقوب وار وا اسفاها همی زنم/ دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست/ والله که شهر بی تو مرا حبس می شود/ آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست/ زین همرهان سست عناصر دلم گرفت/ شیر خدا و رستم دستانم آرزوست/ جانم ملول گشت زفرعون و ظلم او/ آن نور روی موسی عمرانم آرزوست/ زین خلق پر شکایت گریان شدم ملول/ آن های و هوی و نعره مستانم آرزوست/ دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر/ کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست/ گفتند یافت می نشود جسته ایم ما/ گفت آنک یافت می نشود آنم آرزوست

Leave a comment

Filed under Uncategorized

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s