این چه مبارزه ایست که سالی یکی دو شب بر روی پشت بام بروی و بگویی الله واکبر؟

دوسال که هیچ دویست سال هم روی پشت بام بروید و الله واکبر بگویید کک این رژیم  سفاک هم گزیده نخواهد شد .   اینطور میشود به آزادی رسید؟  آيا  گمان ميكنيد با حرف و حديث و بحث و منطق ميتوان ريشه حكومتي فاشيستي و آدم كش را بر انداخت؟ آيا وافعا   فكر ميكنيد كه با لاس زدن با حكومت و چشم به دنيا داشتن دردي از اين ملت خسته اما مقاوم درمان ميشود؟خودمان را گول نزنیم! با این حکومت بی شرم ,  همه چیز کف خیابان حل میشود نه کف پشت بام

با چنين دژخيماني بايد از دري ديگر سخن گفت. آنان در پشت اين نقاب وحشتناك خود، دلي زبون و ترسو دارند. آنان پشتوانه ندارند. همه توانشان همين نيرويي است كه در خيابان ميريزند. همين سگان ولايت. بيش از اين نيست. همان سگان هم چون مزدورند و براي تكه استخواني به ميدان ميايند، دل ايستادگي ندارند. براي صاحب خود دم تكان ميدهند اما او را باور ندارند. چخه اي كني ميگريزند. يادش نميرود خيابان در ظهر عاشورا كه حكومت مرگ خود را به چشم ديد چون مردم ايستادند و مقاومت كردند. خيابان تنها محل حل همه مشكلات است. حكومت از خيابان و از حضور ملت ميترسد. بسيار هم ميترسد و بدين سبب عده اي مرتبا حذر ميدهند از هر حضوري. اين  حقیقتی آشکار است  همه چيز كف خيابان حل ميشود. همانطور که در مصر , تونس ولیبی حل شد

2 Comments

Filed under Uncategorized

2 responses to “این چه مبارزه ایست که سالی یکی دو شب بر روی پشت بام بروی و بگویی الله واکبر؟

  1. Babak

    همانطور که شما نوشته اید این آخوند ها امکان ندارد با الله اکبر گفتن حکومت را رها کنند . تازه به پول و مقام رسیدند. بطور مثال خامنه ای که در مشهد از این خانه به آن خانه میرفت و سر امام حسین را با دست یزید می برید و دو تومان گیرش می آمد حالا وقتی به مشهد میرود با هوا پیما ی شخصی میرود و هواپیماهای دیگر هم اسب هایش را میبرد . و حالا مردم انتظار دارند که با الله اکبر گفتن در پشت بام حکومت از بین برود؟ خیال باطل . آخوند نشان داد که حرامزاده است . آخوند نشان داد که به هیچ چیز اعتقاد ندارد . آخوند نشان داد که ضد ایران و ایرانیست . این جانوران را باید با هر وسیله ای از بین برد . با چوب و چماق و چاقو و اسلحه و هر چی که دم دستمان است. مرگ یک بار و شیون هم یکبار . کاری به نظرتان میاد که این بیناموسها نکرده باشند؟ منکه بنظرم نمییاد.

  2. Irani

    برگ جغندر که ترس نداره
    چند وقت پیش برادران نیروی انتظامی ریختن تو محل جهت جمع آوری تجهیزات ماهواره .تو مجتمع ما کسی در رو باز نکرد الا واحد2 که کلهم اجمعین ال ام بی ها رو به باد داد و دیش ها نیز زحمتش افتاد رو دوش برادران نیروی انتظامی ، جفت پا می پریدند روی دیش ها تا کج بشه! من که حسابی عصبی شده بودم رفتم درب منزل واحد 2 که بگم چرا در مجتمع رو باز کردید آقا ما داشتیم می گفتیم خانم حس…که یهو دیدیم خودمان در معیت عمه و خواهر ومادر و سایر نوامیسمون داخل جزایر پانکراس ایشان در حال تاب خوردنیم و در آخر هم تفمون کرد بیرون!فرداش هم که اتفاقی تو حیاط دیدمش با خجسته دلی تمام اومد جلو و شروع کرد به حال و احوال انگار نه انگار ما رو دیروزش قورت داده بود.دیروز هم دوباره ریختن تو محل نمی دونم چرا اینقدر تند تند می یان محله ما ولی ایندفعه انصافا کسی در رو باز نکرد وخواهرم هم از حولش کل تجهیزات رو با پایه اش زد زیر بغلش و آورد خونه همسایه های دیگه هم از ترس روبرو شدن با برادران انتظامی در پاگرد راه پله کل دیش ها رو پرتاب کردند وسط پذیرایی ما!(خونه ما طبقه آخر ونزدیک پشت بام) صحنه جالبی بود یه عالمه دیش تو پذیرایی!چند ساعت بعدم نصاب اومد و همه اش رو نصب کرد. من واقعا نمی دونم مشکل چیه باز اگه ما ملتی بودیم که تحت تاپیر اطلاعات صدای آمریکا و اخبار سوریه و …دانستن بایدهایی که نباید بدانیم کاری می کردیم باز یه چیزی ولی قبول کنید ما اکثریت برگ چغندریم و همون بفرمایید شام و سریالهای کلمبیایی و کره ای ما را بس. درست و حسابیامون یا خارج از کشور هستن یا اوین!دیگه این همه ترس از یه عالمه برگ چغندر که فقط تو تاکسی و اتوبوس تئوری سیاسی ارائه می دهند معنی نداره بگذارید ملت سریالشون رو ببینند بابا!

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s